سلام.

امشب تولدمه. بیست و شش رو تموم کردم. افتادم رو دور نیمه دوم لیوان . همسری جونم کیک خرید آورد, اومد دستم رو ببوسه که کیک با جعبش از دستم افتاد و کج شد. دوباره رفت کیک خرید. هی گفتم نمیخواد نرو ولی گوش نداد رفت خرید. الهی فداش بشم چون اینجا تنهام نمیخواد برام کم بزاره.

غروب بابام زنگ زد. اصلا نمیدونست امروز تولدمه. گفت خیلی دلم برات تنگ شده و یکهو هواتو کردم. شب هم مادرم زنگ زد گفت منم غروبی خیلی هواتو کرده بودم بچه ها گفتن اخه تولد زهراست. دلم یه جوری شد. از این کشش عاطفی عمیقی که بابا و مامان به ما دارن. خوب قدیمی ها بنده خداها هشت تا بچه دارن یادشون نمیمونه کی تولدش کی بوده. فقط فصل ها یادشونه. 

مادرشوهرم رفت کربلا بسلامتی. انشاءلله همه به سلامتی برن و برگردن. خدا به باعث و بانیش سلامتی بده خیلی ثواب کرد دل این خونواده های تحت پوشش کمیته امداد رو شاد کرد.

همسری از منیتوبا پذیرش گرفت. آفرش اومد. مقدار فاند هم براش تعیین کردن. هزار و هشتصد تا. حالام میگه یه ایمیل تکمیلی تا اخر هفته باید بیاد و بعدش طی دو سه هفته آینده باید بریم ترکیه چون وقت نیس و مرداد باید بریم کانادا. 

ناراحتم. دلم نمیخواد بریم اونجا. حالم خوش نیس. کلی دعا کردم زودتر ناتینگهام اون مقدار اسکلارشیپ رو تعیین کنه دلم نمیخواد برم منیتوبا نمیخوام برم اونجایی که دوست همسری و اون زن بیشعورش هست. میدونم که بریم پدر مارو درمیاره. خدایا واقعا اگه راهی هست یه مددی بکن. امشب تولد امام سجاده. آقاجان خواهش میکنم شما پیش خدا آبرو داری, ازش بخواه کمک کنه جایی بهتر از منیتوبا بریم. خواهش میکنم.  


[ سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1396 ] [ 02:37 ] [ زهرا ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 116119