X
تبلیغات
رایتل

سلام.

مادرشوهرم از کربلا اومد. فامیلاشون ینی بیشتر خاله های همسری, هی دوس داشتن من پاشم کار کنم. درحالی که من مدام درحال پذیرایی و اینا بودم. یه دیقه میشستم صدام میکردن..البته فک کنم لجشون گرفته من موقع تمیز کردن خونه نبودم. آخه ما تهران بودیم.

برای من و جاری آینده دوتا در نجف خرید. یکیش روش خط خوردگی داشت و من اون که سالم بود رو برداشتم. بعد افتادم تو عذاب وجدان که اون الان نیست و اگر,بود حتما اونم دلش اون سالمه رو میخواست. دیگه رفتم سالمه رو گذاشتم برا اون و خط داره رو گرفتم برا خودم.

به خودم گفتم اینم یک جور مبارزه با نفس هست.

فاندلتر همسری دیشب, ینی چهارشنبه شب اومد و امروز یعنی پنج شنبه رفتیم ادامه کارهای پاسپورت من, و کمی از کار سوپیشینه رو انجام دادیم. عموی همسری آشنا داره گفته یه روزه میگیرم سوپیشینه رو.

دیگه به همه اعلام کردیم. و من خیییییییییلی خوشحالم از این که اگر فامیلا ازم بپرسن پس کی میرید راحت میگم به امیدخدا و اگر برای ویزا مشکلی پیش نیاد شهریور.

گفتم ویزا, چقدررررر ویزا سخته کارهاش. من فکر میکردم اگر نامه پذیرش بیاد با همون بهمون ویزا میدن خخخخخ, الان دیدم اوووو ساپورتر مالی میخواد, سند خونه میخواد, هزارجور چیز میز میخواد.

راستش هنوز هم نفهمیدم چرا با وجود فاند باید ساپورتر مالی معرفی کنیم؟ مگه اون فاند بس نیست؟!

حالا هروقت همسری مدارک رو سامبیت کرد و فرستاد میریم ترکیه برای انگشت نگاری و این چیزها. به امیدخدا البته.

اگر کسی برای ویزا میتونه کمکم کنه و راهنمایی بهم بده پیام بزاره لطفا.

اپلای ابرود روهم خوندم ولی بیشتر اطلاعاتم از گروه های ویزای تلگرامی هست که آنلاین بیست و چاهار ساعته توش درحال سوال و جواب هستن همه.

[ سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1396 ] [ 12:29 ] [ زهرا ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 71847