X
تبلیغات
رایتل

سلام.

اولش پدرم به یکی از دوستاش که مهمانداره سپرده بود و اونم چارتر گیر آورد رفت و برگشت نفری چاهارصد. اصصصصلا باورمون نمیشد خیییلی ذوق کردیم. و به بابا گفتم اکی کن همین رو میگیریم. خلاصه که اینجوری از شر زمینی رفتن راحت میشدیم.

صبح بود. که خبر رو داد. همسری هی گفت درست کن زود و پیگیر باش و اینها منم گفتم بابا وقتی گفته میگیره میگیره دیگه. اونم هی میگفت میترسم پر شه و بپره و اینا گفتم نه این اقاهه گفت میگیرم. به بابا گفتم بابا زنگ بزن لطفا و بگو, چندبار بهش گفتم گفت دوستم گفته امروز پرواز داریم. باید وایستیم پروازش برگرده. اون شب همسری خیلی استرس داشت زنگ میزد مدام بهم .  فردا صبحش ینی دیروز دوست بابا زنگ زد گفت مشخصات رو برام بفرستید منم تند فرستادم کمی بعد زنگ زد گفت اون پرواز پر شده. ینی دنیا روی سرم آوار شدا. خیلی ناراحت شدم. پروازهای دیگه هم به پول ما نمیخورد. همسریم خیلی ناراحت شد. اخه به مادرش اینها گفته بود بابای من بلیط ارزون جور کرده.

دیروز خیلی گشت دنبال تور. حتی اخراش گفت بیا بریم ترکیه شلوغه باشه مث بقیه که میرن صف وایمیستن ماهم صف وایمیستیم.  تور هم پیدا کرد نفری یک و صد با پرواز. یا حتی گرجستان هم توو تفلیس پیدا کردیم نفری یک و پنجا اونم با پرواز. ولی در نهایت بخاطر خلوتی ارمنستان و این که یه پولی هم ته جیبمون بمونه شاید خرید کنیم همون زمینی.

تو اینترنت خوندم این گردنه هاش بعد مرز خیلی خطرناکه و ترسناک منم که میشناسید ترسوووووو. رفتم تو گروهمون که باهم برای ویزا هستیم دیدم خیلی ها زمینی رفتن و کلی هم تعریف میکنن. پسری بود که میگفت جاده پر پیچ و خم و ترسناکیه اوایلش اما زیبا هم هست و نگران نباش راننده ها مهارت دارند. خلاصه که خودمون رو سپردم به خدا و گفتم باشه همسری برو زمینی اکی کن.

حالام نمیدونم کی ولی فکر کنم یشنبه دوشنبه هفته بعد بریم.

بهش گفتم نمیخواد تور بگیری الکی پول بدی. هتل که از اینترنت و با راهنمایی دوستانمون تو گروه پیدا کردیم رزرو کن و میریم ترمینال غرب بلیط میگیریم دوتایی میریم. اونجام میگردیم خودمون.

خلاصه که این شد قصه ما. حالا منتظرم بریم ببینم جاده چطوریه و ارمنستان چه شکلیه به همون زیبایی که تو عکس ها هست یا خیر. 

از طرفی برای اینکه بهم خوش بگذره و به مسافت فکر نکنم گفتم عیب نداره عوضش شهرهای دیگه ایران رو میبینم که تاحالا نرفتم مثل تبریز و اینا رو. حالا هرچند گذرا ولی همین که اونطرف ایرانم میبینم خودش موهبتیه.

خدایا در هر حالی شکرت. هوامونو داشته باش. ببین من چقدر دوستت دارم و راضی ام به رضای تو. توام دوسم داشته باش دیگه.

[ سه‌شنبه 9 خرداد 1396 ] [ 15:32 ] [ زهرا ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 82450