X
تبلیغات
زولا

سلام.

اون روز که مبل هامو بردن خیلی ناراحت بودم و غصه خوردم. ولی همش مال چند ساعت. بعدش وقتی نشستم روی فرش وسط سالن و به جای خالیش نگاه کردم اصلا ناراحت نبودم که هیچ خوشحال هم شدم

گفتم من دارم گذشتن رو یاد میگیرم. تو کانال تلگرام نرگس کلباسی دختر نیکوکار ایرانی مطلبی خوندم در مورد گذشتن از مادیات و وابستگی نداشتن به هیچ شیءی و من می‌خوام این رو تجربه کنم.

نرگس به دعوت عمه اش از انگلستان رفت کانادا. اونجا عمش پیشنهاد کرد که برادر نرگس رو به فرزند خوندگی قبول کنه. اونم پذیرفت و از نرگس خواست اونم پیشش بمونه. نرگس فقط چند دست لباس و وسایل برای سفر چند روزه به کانادا به همراه داشت و تمام وسایلش انگلیس بود. کمی فکر کرد و پذیرفت که همونجا بمونه‌ . با برادر دیگرش تو انگلیس تماس گرفت و گفت تمام لباسها و وسایلش رو از اتاقش برداره و به خیره ببخشه. گفت حتی یادگاری هایی که از پدر و مادر مرحومم داشتم رو بخشیدم هرچند خیلی برام عزیز بوده. و من اونها رو میتونم همیشه توی قلبم داشته باشم.

گفت الان یه حس سبکی بیش از اندازه ای دارم که بعد اون اتفاق هرگز به چیزی دل نبستم و پیش رفتم.

این خیلی روی من تاثیر گذاشت. و کمکم کرد برای روزهای پیش رو. اگر خواستید مطلبش رو کپی میکنم تو یه پست تا بخونید.

الان که فکر میکنم می‌بینم توانایی این رو دارم که همه چیزم رو بگذارم و برم. نه از روی جو. چون واقعا تواناییش رو در خودم دیدم. من به شدت شخصیت وابسته ای به خاطرات دارم. به شدت عاطفی هستم.

اما گل های رونده و گلی که خواهرم بهم داده بود رو برداشتم دادم به مادرشوهرم که ببره. موی مصنوعی و سنجاق سر هایی که از عقد و عروسیم به یادگار نگه داشته بودم انداختم دور چون چیز اضافه ای بود که توی کشو داشت خاک می‌خورد. فقط دو تا دو نه از سنجاق ها رو برداشتم و همه رو ریختم.

یه پلاستیک گرفتم دستم و توی کشو و کمد هرچیز بی‌خود جاگیر و الکی از این دست رو انداختم‌ دور. بدون ذره ای ناراحتی.

باید یک زندگی جمع و جور و مفید رو بگذارم اینجا و وقتی برگشتم ینی اگر برگشتم وسایل ضروری و مفید فقط داشته باشم.

دیگه نمی‌خوام با وسایل برا خودم کد گذاری خاطره انگاری کنم.

شاید این تصمیم موقت باشه و بعدباز چیزهایی به یادگار نگه دارم اما این رو مطمینم‌که هرگز برای چیزهایی که از دست دادم و انداختم‌دور حسرت نخواهم خورد!

[ یکشنبه 25 تیر 1396 ] [ 11:33 ] [ زهرا ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 112769