X
تبلیغات
رایتل

سلام.

طلاهامو فروختم و سکه های کادوی عقدم رو.

دادم همسری دلار گرفت.

وسایلمون زیاده. نمیدونم چه کنم. خیلی چیزها رو کم کردم اما بازم جا کم دارم. باید یک چمدون اضافه کنم. میشه نهصد تومن.

بهش گفتم از پدربزرگش بگیره. اگررر بده. پول بابای همسری رو خورده عین خیالش هم نیس‌ آخه به اینم میگن پدر بزرگ؟!

ناراحتم :(

همسری دنبال جا برای یک ماه اقامت اولیه اس که تا بریم دنبال خونه جایی رو داشته باشیم. قیمت ها زیاده اگر هم خوب باشه یا زیرزمینه که من اصصصلا نمیتونم. یا حمام و دستشوییش مشترکه با چند نفر! که اصصصصلا نمیتونم اونم. فک کنم آخرش همون هتل بگیریم‌. اگرم گرون باشه لااقل می‌دونم تر و تمیز و امن هست.

سوسولم یا درست فکر میکنم؟ نمیدونم!

راستی دلم رضا نمیده به رمزی بودن وبلاگ.

یه جورهایی حس می‌کنم دارم به دوستای عزیزی که این همه وقت باهام بودن و وبلاگ ندارن خیانت می‌کنم.

یکم صبر می‌کنم. دلم که آروم شد رمز رو برمیدارم.

[ جمعه 28 مهر 1396 ] [ 13:28 ] [ زهرا ] [ نظرات (3) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 79622