سلام.

دوست همسری و خانمش رو یادتونه که الان کانادان؟

اون دوستش برامون یه خونه پیدا کرده که خیلی جاش خوبه‌ تا دانشگاه پنج دیقه راهه و ایستگاه اتوبوس جلوی خونه اس.

سه طبقه اس و کنارش یه سوپر استور و یه کافی شاپ بیست و چاهار ساعته داره. ویو هم به سمت پارک داره.

خوب البته خیلی از نقشه خونه هم خوشم اومده خیلی خوشگله بالکن قشنگی هم داره.

دوستش گفت دارن توشو تمیز کاری می‌کنن و همه چیز خونه نو هستش از یخچال و گاز و کابینت و همه چی.

و گفت این خونه با این متراژ و محل و موقعیت با این قیمت استثناییه. نهصد و پنجا دلار هست که البته تا نهصد با ما راه اومدن. و گفت قبول کنن این به جای ما امضا می‌کنه. گفت الان مشکل این نیس چون گفتن میشه این کارا رو بکنه مساله اینجاس که یه نفر قبل ما خونه رو دیده اگر اون نیاد خونه رو میدن به ما برای برسی البته. به گارانتور احتیاج بود که دوستش گفت نمی‌دونم چقدر سابقه ای که دارم می‌تونه خوب باشه به چند نفر هم گفت کسی قبول نکرد. حالا خودش قراره ضمانت کنه گفت این شرکته قبول نمیکنه بخوای از بانک چک بگیری و اینا فقط ضامن می‌خواد با گردش حساب خوب. استادش هم گفت واسه چند نفر شدم دیگه نمیتونم‌. حالا دوستش گارانتور شده.

تو عکس هایی که از خونه فرستاد زنش هم بوده. حوصلشون رو ندارم اما با این لطفی که در حق ما کردن ما رو نیومده مدیون خودشون کردن.

این خونه خیلی خوشگل و خوبه دلم نمی‌خواد از دستمون در بره.

دعا کنید اگر به صلاحمونه مشکلی پیش نیاد و شرکت بپذیره خونه رو بهمون بده.

[ جمعه 12 آبان 1396 ] [ 19:35 ] [ زهرا ] [ نظرات (8) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 116119