X
تبلیغات
زولا

خوابم بهم ریخته. استراحت کافی ندارم. بیشتر وقتمون با دوست همسری و خانومش میگذره. یا اونا اینجان یا ما اونجا. به همین خاطر شب ها خییلی دیر در حد سه و اینا میخوابیم و من خسته میشم واقعا. از طرفی کلاس کمک اولیه هم باید مدرکش رو بگیرم برای کارم اصلا وقت نیست که بخونم. همسری هم دوس داره بیس و چاهار ساعت با اونا باشیم. تو خونه بهش میگم رفتیم باهم خرید گیر ندی بهشون بیان و یا ما بریم خونشون ها. بزار بخونم درسمو‌ بعد تو ماشین مثلا میخواد تارف کنه ولی گیییر میده منم مجبورم اون موقع تارف کنم چون نکنم بد میشه باز میان یا میریم و تا دیر وقت باهمیم. اصلا بد نمیگذره اما این خستگی هنووووز تو تن من مونده خستگی سفر هنوز در نرفته از تنم. هر روز که مهمون بازی نمیشه که!!! 

[ جمعه 15 دی 1396 ] [ 13:50 ] [ زهرا ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 112769