X
تبلیغات
زولا

سلام.

یک چیزی که سر کار رفتن به من یاد داد اعتماد به نفس بود و اینکه خدا همیشه هست.

اوایل حتی برای سلام کردن و های گفتن هم خجالت می‌کشیدم حتی. واقعا می‌گم! اینکه نکنه لهجم و اینا تابلو باشه من بلد نیستم. اما به مرور با برخورد بسییییار خوب آدم هایی که باهاشون معاشرت حتی چند دقیقه ای داشتم فهمیدم که اینجا باید استرس و اضطراب و ترس و همه این چیزها رو بریزم دور بره.

الان نه تنها خجالت نمی‌کشم بلکه گاهی کلماتی رو به کار میبرم که شاید تلفظ رو به درستی ادا نکنم. نمی‌گم زبانم خوب شده اما به درجه ای رسیدم که توانایی دارم از کلماتی که بلدم استفاده کنم. یعنی خجالت نکشم. حس می‌کنم بهتر از قبل شدم. خونه دوست همسری طبقه دوازدهمه. سوار آسانسور میشم. خوب نمی‌دونم گفتم یا نه من کلاسترو فوبیا دارم. از مکان های بسته، تاریک و شلوغ می‌ترسم در حدی که ممکنه غش کنم!

خوب اینکه من سوار آسانسور میشم با اینکه میترسم یعنی پیشرفت. چون در حدی بودم که باید هرچند طبقه که باشه با پله برم و بیام قبلا.

تو ایستگاه اتوبوس ایستاده بودم و یه خانم کانادایی از اون ور خیابون پرسید این اتوبوس خط پنجاه و یک هست و من گفتم بله پنجاه و یکه، تشکر کرد و رفت. باورتون نمیشه همین یک جمله مکالمه بسیار ساده چقدررررر به من حس خوب داد که زهرا تو تونستی بدون اینکه سکته کنی و از ترس اینکه زبان بلد نیستی دست و پات رو گم کنی جواب این خانم رو بدی!

با خانواده بچه ها سلام و احوال پرسی می‌کنم و در همین حد به شوق میام.

چرا که دو سه هفته اول همه جا پشت همسری قایم میشدم.

همین که خودم میرم و میام سرکارم رو حس می‌کنم کار بزرگی انجام داده ام.

حس می‌کنم یه طفل نو پا هستم که دارم تجربه راه رفتن رو به دست میارم.

تو مهد موقع خواب بچه ها ساعتش با اذان ظهر یکیه. وقتی همشون خوابیدن من نماز ظهر و عصرم رو می‌خونم. دیروز که خوندم دیدم یکی از بچه ها بیدار بوده و داشته من رو تماشا می‌کرده. بی اراده بعد نماز بهم لبخند زد. منم بوسش کردم و گفتم بخوابه. یه حسی بهم دست داد. نمیدونم چطور بگم از حسم که توصیفش کنم.

بچه ها برام دعا کنید.

[ پنج‌شنبه 3 اسفند 1396 ] [ 02:47 ] [ زهرا ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام. من زهرام. با همسری عزیزتر از جونم سال نود و دو عقد کردیم. عید سال نود و پنج عروسی کردیم. میخوام لحظاتمون اینجا مثل یه دفتر خاطرات ثبت بشه. همه بالا و پایین زندگیمون. برای همسایه ات نور آرزو کن بی شک حوالی تو هم روشن میشود. دعا کنین همه و بعد ما دوتا خوشبخت و عاقبت بخیر بشیم.
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 112769